شنبه ۵ فروردین ۱۳۹۶
  • #
  • #
بدون دیدگاه | کد خبر: 153119 |
۱۱ / ۱۲ / ۱۳۹۵ | |

دختر جوانی که با مرد ۴۰ ساله در یک خانه خالی رابطه برقرار کرد!!!

دختر جوانی که با مرد ۴۰ ساله در یک خانه خالی رابطه برقرار کرد!!! مرد ۴۰ ساله ای بنام بصیر از اوضاع بد مالی خانواده ای سوء استفاده کرد و دختر آن ها راصیغه نمود و گاهی اوقات وی را به خانه خالی از سکنه ای در حاشیه شهر می برد. او در انتها از […]

مجله اینترنتی ایران استایل

دختر جوانی که با مرد ۴۰ ساله در یک خانه خالی رابطه برقرار کرد!!!

مرد ۴۰ ساله ای بنام بصیر از اوضاع بد مالی خانواده ای سوء استفاده کرد و دختر آن ها راصیغه نمود و گاهی اوقات وی را به خانه خالی از سکنه ای در حاشیه شهر می برد. او در انتها از خانواده این دختر کلاه برداری کرد و گریخت.  در پی یافتن شوهری که سال ۱۳۹۲ مرا صیغه کرد آواره کوچه و خیابان ها شدم اما هیچ اثری از او نیست.

خانواده اش در حالی که می گویند او ۲ زن دیگر هم دارد پاسخ درستی به من نمی دهند حالا من مانده ام با یک دنیا شرمندگی!چرا که پول رهن منزل پدر معلولم را به او دادم و زندگی خواهر و برادرانم را خراب کردم…زن ۳۴ ساله که نمی توانست از ریزش اشک هایش جلوگیری کند در حالی که دست به دامان قانون Law شده بود

 

تا شاید گرهی از مشکلات زندگی اش باز شود به تشریح ماجرای ازدواجش با بصیر پرداخت و به کارشناس اجتماعی کلانتری رسالت مشهد گفت: در یک خانواده ۹ نفره زندگی می کردم تا این که ۴ تن از خواهر و برادرانم ازدواج کردند و به دنبال سعادت خودشان رفتند اما پدرم مجبور بود هزینه های بقیه اعضای خانواده را تامین کند . او شرایط اقتصادی خوبی نداشت

 

و به سختی می توانست مخارج زندگی ما را بپردازد. پدرم از معلولیت جسمی رنج می برد و از راه فاتحه خوانی برای مردگان، هزینه امرار معاش ما را تامین می کند از سوی دیگر مادرم نیز در خانه های مردم کارگری می کند تا کمکی برای اقتصاد خانواده باشد. من هم همواره سعی می کردم با صرفه جویی در مخارج و کار در خانه به پدر و مادرم کمک کنم. روزها به همین ترتیب سپری می شد تا این که در سال ۱۳۹۲ با مرد ۴۰ ساله ای به نام بصیر آشنا شدم.

 

او به شرکت مهندسی که شوهر خواهرم در آنجا کار می کرد رفت و آمد داشت به همین دلیل ماجرای خواستگاری از مرا با شوهر خواهرم مطرح کرده بود. «بصیر» مدعی بود با همسرش اختلافات شدید خانوادگی دارد و می خواهد از او جدا شود به همین دلیل نمی خواهد کسی از موضوع ازدواج ما باخبر شود این بود که شوهر خواهرم ماجرای خواستگاری بصیر را با پدرم در میان گذاشت

 

و من به عقد موقت ۵ ساله او درآمدم. با گذشت ۲ سال از این ماجرا او توانست اعتماد ما را به خودش جلب کند. او خانه خالی از سکنه ای در حاشیه شهر داشت که گاهی اوقات با یکدیگر به آن جا می رفتیم. او بیشتر اوقات را نزد همسر دیگرش سپری می کرد تا این که روزی پیشنهاد داد پول رهن منزل پدرم را به او بدهم و او در مقابل اجاره خانه سود

 

حاصل از کار کردن با آن پول را به ما بدهد. پدرم نیز به خاطر اعتمادی که به او داشت قبول کرد و ۲۴ میلیون تومان پول رهن را در قبال دریافت ۲ فقره چک به او داد اما از آن روز به بعد اخلاق و رفتار بصیر به کلی تغییر کرد و او حتی حاضر نشد ازدواجمان را ثبت محضری کند و مدام وضعیت بد مالی اش را بهانه می کرد. در این میان روزی با یکدیگر

 

به آن منزل خالی از سکنه رفتیم اما زن دیگری که آن جا حضور داشت، با گریه و التماس مدعی شد که همسر صیغه ای بصیر است اما بصیر زیر بار نمی رفت و ادعا می کرد که من تنها زن صیغه ای او هستم. بعد از این حادثه، دیگر هیچ گاه بصیر را ندیدم و تلفنش نیز همواره خاموش بود. پدر و مادرش هم می گویند

 

او چند زن دارد و ما از کارهایش سر در نمی آوریم این در حالی است که پدر بیچاره ام مجبور شد به خاطر نپرداختن اجاره به شهرستان مهاجرت کند حالا من مانده ام و ..

گردآوری: ایران استایل

دانلود آهنگ جدید آرشیو »
دانلود اندروید آرشیو »
دانلود نرم افزار آرشیو »
دانلود والپیپر آرشیو »

نظرات بسته است.